تبليغاتX
صفحه آزاد
نیایش دکتر شریعتی سه شنبه سوم آذر 1388 8:59

 نیایش

خدایا، به جامعه ام بیاموز که تنها راه به سوی تو، از زمین می گذرد، اما به من بیراهه های میان بر را نشان بده.
خدایا، به مذهبی ها بفهمان که آدم از خاک است ، بگو که: یک پدیده مادی نیز به همان ماده خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی، در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت. و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید، پس از مرگ هم به هیچ کار نخواهد آمد. خدایا، به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور، عشق بی هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت ، دوست داشتن بي آنكه دوست بداند ، روزي كن! خدايا، مرا با ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان ، اضطراب هاي بزرگ ، غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن . لذت ها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عزيز به جانم ريز! خدايا، انديشه و احساس مرا به حدي پايين مياور كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار و پليد شبه آدم هاي اندك را متوجه شوم ، چه ، دوست مي دارم بزرگواري گول خور باشم تا ، همچون اينان ، كوچكواري گول زن!
خدایا؛ «عقیده» مرا از دست «عقده ام» مصون بدار.
خدایا؛ به من قدرت تحمل عقیده «مخالف» ارزانی بدار.
خدایا؛ به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم، بگذار تا آنرا من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می داری.
خدایا؛ «چگونه زیستن» را تو به من بیاموز، «چگونه مردن» را خود خواهم آموخت.
خدایا؛ خودخواهی را چنان در من بکش یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا؛ مرا در ایمان «اطاعت مطلق» بخش تا در جهان «عصیان مطلق» باشم.
خدایا؛ رحمتی کن تا ایمان «نام و نان» برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
خدایا؛ بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی‌ام بیفزای.
خدایا؛ در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئین تن کن.
خدایا؛ به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، دوست داشتن بی انکه دوست بداند، روزی کن.
در پایان اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست.

( منبع :کتاب ” نیایش “ )

نوشته شده توسط مدیر  | لینک ثابت |

ادیسون کیست؟؟؟ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 10:8

 آيا ما مي‌توانيم مانند اديسون زيبا ببينم؟

اديسون در سنین پيري پس از كشف لامپ، يكي از ثروتمندان آمريكا به شمار ميرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمايشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگي بود هزينه مي‌كرد.
اين آزمايشگاه، بزرگترين عشق پيرمرد بود. هر روز اختراعي جديد در آن شكل مي‌گرفت تا آماده بهينه‌سازي و ورود به بازار شود.در همين روزها بود كه نيمه‌هاي شب از اداره آتش‌نشاني به پسر اديسون اطلاع دادند، آزمايشگاه پدرش در آتش مي‌سوزد و حقيقتاً كاري از دست كسي بر نمي‌آيد و تمام تلاش مأموران فقط برای جلوگيري از گسترش آتش به ساير ساختمانها است. آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولي به اطلاع پيرمرد رسانده شود. پسر با خود انديشيد كه احتمالا پيرمرد با شنيدن اين خبر سكته مي‌كند و لذا از بيدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب ديد كه پيرمرد در مقابل ساختمان آزمايشگاه روي يك صندلي نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره مي‌كند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیر  | لینک ثابت |

دانستنی ها سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 10:59

دانستنی ها

برخلاف آنچه بیشتر افراد گمان می‌کنند، وظیفه بینی تنها بوییدن نیست. بینی در واقع فیلتری برای گذراندن هوا، رطوبت و گرما به داخل بدن است. وقتی ما تنفس می‌کنیم هوای تمیز از طریق بینی وارد ریه‌ها می‌شود و در آنجا با آب اشباع می‌شود و در هنگام بازدم در واقع این هوای گرم اشباع با آب است که از طریق بینی خارج می‌شود. در هوای سرد به علت تفاوت دمای بدن با دمای خارج هوای گرم از آب جدا شده و این آب به شکل آ‌ب‌ریزش بینی نمایان می‌شود البته این مقدار آب به آن حد نیست که شما به طور مدام مجبور به گرفتن بینی خود و پاک کردن آن شوید بلکه تنها تا حدی مخاط داخل بینی را چنین نگاه می‌دارد زیرا خشک شدن مجرای بینی شرایط را برای ابتلا به بیماری سرماخوردگی مساعد می‌کند... 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیر  | لینک ثابت |

نامه چارلی چاپلین به دخترش... یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 11:44

نامه چارلی چاپلین به دخترش

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست . او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از این بچه ها که جرالدین نام دارد استعدادبازیگری را از پدرش به ارث برده و چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب می کنند . چند سال پیش وقتی جرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیزترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مدیر  | لینک ثابت |